چهلم مادر بزرگ

...

صبحدم را گفتم  - می توانی آیا

لب مادر گردی - عسل وقند بریزد از تو

لحظهء حرف زدن - جان شوی عشق شوی مهر شوی زرگردی

گفت نی نی هرگز - گل لبخند که روید زلبان مادر

به بهار دگری نتوان یافت - دربهشت دگری نتوان جست

من ازان آب حیات  - من ازان لذت جان

که بود خندهء اوچشمهء آن - من ازان محرومم

خندهء من خالیست  - زان سپیده که دمد از افق خندهء او

خندهء او روح است - خندهء او جان است

جان روزم من اگر,لذت جان کم دارم

روح نورم من اگر, روح وروان کم دارم

/ 3 نظر / 18 بازدید
مسافرغریبه

با سلام " تاج از فرق فلك برداشتن جاودان آن تاج بر سر داشتن در بهشت آرزو ره يافتن هر نفس شهدي به ساغر داشتن روز در انواع نعمت ها و ناز شب بتي چون ماه در برداشتن ... تا ابد در اوج قدرت زيستن ملك هستي را مسخر داشتن بر تو ارزاني كه ما را خوشتر است لذت يك لحظه ، مادر داشتن " « فريدون مشيري » تسليت دوباره ي مرا پذيرا باشيد . روحشان شاد باد.

دانش

به امید روزی که به یاد زندگی مطلب بنویسید.

مسافر غريبه

با سلام ميلاد با سعادت مولود كعبه بر شما تهينت باد . از فرمايشات ايشان : " دلت را به اندرز زنده دار و به حكمت روشن گردان " در اين ايام التماس دعای مخصوص دارم .