از دیده رفت

از دیده رفت
از یاد من نمی ره
از خونه رفت
از خاطرم نمی ره
 

قصد جدایی که نداشت
میل رهایی که نداشت
اما یه روز آزرده شد
با چشم تر از خونمون رفت
مثل یه سایه بی صدا
دامن کشون از کوچمون رفت
از کوچمون رفت

...

/ 4 نظر / 9 بازدید
صبا

اقرا به نام هر چه نمیدانی از غزل ...

zorba

هر جا هست خدا یارش.. تو کجایی یار من؟ ما رو دیگه فراموش کردی... منم ... زوربا... :دی سلام

zorba

دمت گرم بابا... برام عکسهاش رو ایمیل میکنی؟... اتفاقا چند روزی هست که دارم توی ارشیو نوشته های وبلاگم دور میزنم و خاطراتم رو مرور میکنم... به هر کی که تا سال 82-83 اومده بود توی وبلاگم بود یه سر زدم.. و هنوز این کار رو ادامه میدم تا برسم به زمان حال که ببینم چی شد به اینجا رسیدیم... تو ردیفی؟.. خیلی دلم برات تنگ شده... کجایی؟...

زوربا

یه پیغام خصوصی داری داداش...