فریاد

فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت

دیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفت

شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ

اینگونه بسی آمد و زینگونه بسی رفت

/ 2 نظر / 4 بازدید
تاریخ شفاهی اسبق

خدا بیامرزدش ! نمی دونم آواتار رو دیدی یا نه . البته من کامل ندیدمش ( سی دی مشکل داره ! ) اما تا اونجایی که دیدم ، قهرمان اصلی می تونه با بدنی که از روی دی ان ای خودش و ترکیب اون با دی ان ای های بیگانه ها ساخته شده ارتباط برقرار کنه و توی دستگاهی قرار بگیره و چشاشو ببنده و کترل اون بدن ساختگی رو بدست بگیره . احساس می کنم زندگی هم اینجوریه .

قلم

سلام بلاگ زیبایی داری و خوب هم مینویسی. خوشحال میشم به وبلاگ منم سری بزنی و نظرتو بگی. اگه خاستی تبادل لینک کنیم. بازم میام به وبلاگت. فعلن بای.