... .

«شاید اگر دایم بودی کنارم

میخوام برم که تا ابد بمونم

فکر نکنی دوری و اینجا نیستی

خودم میرم عکسم ولی تو قابه / میشنوه حرفو  ولی بی جوابه!!

رفتن من شاید یه امتحانه

/ 14 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساناز

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟ نمی خواهم بدانم;کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسيار مشتاقم; که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد بدست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را اشفته تر سازد بدین سان بشکند در من سکوت مرکبارم را!

ايمان

التماس دعا

مصطفی

با یاد حق یک شبنم این است آن منی که از سالهای دراز از نخستین روزی که به خویش چشم گشوده ام بر دوش کشیده ام (دکتر علی شریعتی) سلام اگه سوغاتی میخوای بیا

مصطفی

با ياد حق سلام آماده باش! آپ کردم...

تسلیم عشق

نگاهم کن نگاهم کن ببین این منم که مثل سایه ای بی جان بدنبال تو می آیم نگاهم کن نگاهم کن بجز چشمان زیبایت نگاه مهربانی من نمی خواهم نگاهم کن نگاهم کن مرا چون زورقی خسته در این گرداب تنهایی کسی جز تو نمی خواند مرا کس این چنین رنجور و دل خسته نمی خواهد برای شادی روح شکسته همان روحی که با عشقت گسسته به آن عهدی که با قلب تو بسته.... ولی قلبت ....ولی قلبت نه قلبت نه... آن دل سنگت رهایم کن نمی خواهم نه قلبت را نه چشمانت

javad

web kobe dared be man ham sare bezn man amadeh tabadol link hastam[بوسه]

تسليم عشق

قطره قطره های بارون میریزه بر سرو رومون دل آسمون گرفته واسه غربت چشامون دست تو سرده تو دستم دیگه از زندگی خستم اگه عاشقی همینه دل از اول نمی بستم دیگه رد پایی از عشق توی چشمات نمی بینم اما من مثل قدیما هنوزم عاشقترینم دیگه حرفای قشنگم بدل تو نمی شینه اشکامو می بینی اما دل سنگت نمی بینه رسیده غروب این عشق همه چی رنگ خزونه روزای بهاری ما کاش بیاد تو بمونه