آثارمرگ شما را دانسته آيد،ليکن آن را چگونه درمی یابيد مگر به جستجويی ژرف در قلب زندگی؟

راز طلاتع چگونه داند جغد مهجوريکه چشمان شبگيرش به نور کور است.و از خيال روشنايی دور؟

اگر به ديدار روح مرگ مشتاقيد،به جسم زندگی روی نماييد و دروازه های دل به دو برگشاييد.که زندگی و مرگ،يگانه اند،همچنان که رودخانه و دريا!

 

اين هم نوشته چرا می زنيد شايد مشکلی داردشتم (داشتم و دارم)

(چه گرفتاری شديم از دست شما ها)

/ 47 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خاطرات كودكي

سلام والله منهم نميدونم کنار آب و جنگلی يه جا پيدا ميکنيم زير انداز ميندازيم

Shahab

اميدوارم فرصتی بشه که بيشتر همديگه رو ببينيم

ناشناس

سلام : از آشنایی با وبلاگت خیلی خوشحالم :) جالب می نویسی ... بازم به من سر بزن .

Shahab

در ضمن لينکيدمت!

احسان(پسرایرونی)

سلام وبلاگ خوبی داری ؟ راستی اين ندا خانوم چرا عصبانيه چرا دختر مردم رو اذيت ميکنی !‌!‌! خدا رو خوش نمياد. فعلا بای بای

حميد

سلام من منتظرم عزرائيل ببينم.يه حالی بهش ميدم که حالا حالاها هوس زمين اومدن نکنه.موفق باشی

زوربا

مخلص پاسات جان هم هستيم----

غزال

سلام پاسات جان با لاخره وبلاگــــــــــــمو آپ ديت کردم البته من نه ســارا:))))))) بهم سری بزن اگه خواستی از اينکه آپ ديتش کردم فوق العاده خوش حالم...!! شاد و ســـــرافراز باشي!

زوربا

پاسات جان ولی به نظر من خوبی نه انرژی هست و نه ماده---