به ياد مرگ

۱۳۸٢/٤/٢٤

ياد مرگ

1-  وقتي  خداي تعالي  به انسان هستي  مي دهد، هستي  محدود مي دهد، از همان اولين

لحظه  تكوينش تا آخرين  لحظه زندگي  دنيائيش،  و تمامي خصوصياتي كه در طول اين

مدت  بخود مي گيرد و رها مي كند همه از لوازم آن محدوديت است، و جزء آن  حد است

و به تقدير و اندازه گيري و تحديد خالق عزوجل (مي باشد). يكي  از آن خصوصيات هم

مرگ است.

2-  پس مرگ انسان مانند حياتش به تقديري از خداست، نه اينكه خدا نتوانسته انسان را

براي هميشه آفريده باشد. وچون او از چنين خلقتي عاجز بوده، و قدرتش همين قدر بوده

كه آفريده اش ( به فرض) هفتاد سال  دوام داشته باشد، قهراً بعد از هفتاد سال  دستخوش

مرگ شود.

3-  از سوي ديگرخداوند او را براي هميشه زنده ماندن خلق نكرده است، تا پس از مردن

 تصور كنيم كه اسباب و عوامل  مخرب و ويرانگر بر ارادة خداي عزو جل غلبه كرده و

باعث مرگ مخلوق شده است.

4-  لازمه اين دو فرض آن است كه قدرت خداي تعالي  محدود و ناقص باشد... ولي با در

نظر گرفتن اينكه  كلمه «سبق» به  معناي غلبه و مسبوق به معناي مغلوب است. نشان

مي دهد  كه  خداوند در عرض مرگ  بر يك  مخلوق زنده از عوامل  ويرانگر  شكست

نمي خورد و چنان  نيست  كه حياتي  دائمي به انسان افاضه كند ولي  اسباب و عوامل

مادي بر ارادة  خداوند غلبه كند و حياتي را كه او هميشه خواسته، باطل نمايد.

 

 (با اندكي تغيير و تلخيص ترجمه الميزان/ ج 37/ ص 272)


پيام از عالم فانی ()



 


 

خانه
بايگاني فني -از سال 81

پستچيPAT


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

موزيك


استاد بنان
توشه عمر


جستجوی اموات در بهشت زهرا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوستان

خرابات

چكامه‌هاي مهيار

اشک ققنوس

زوربا

دوتایی

گلبرگ مغرور

كلبه كوچولوي من

جز لبخند چیزی نگفت...

فکریات

بوی باران

زنده یاد رضا عباسی