به ياد مرگ

۱۳۸۳/٢/٢٧

به نام او

به نام او...
در ديار اين رهگذر پير صنم ها پوسيده اند .
سرگردان کجا آمده اي که عشق ها را دزديده اند و دل ها را به غارت برده اند .
ديگر لبخند را تداعي نکن که داغ دل ما را تازه کرده اي !
برو و پيام ما را به شکوفه ها برسان که دست سياه زمان مارا به شتاب زده ترين دلتنگي ندا داده و قالي رنگين سرنوشتمان را به حراج در بزرگترين ميدان نا اميدي گذاشته اند.
و مجانين را به بردگي ميفروشند و ليليان را در تاريک ترين لحظات مي ربايند .
ديگر خدايي با ما سخن نميگويد !
صليب ها همه بر پاست و بر سر نيزه ها بي ايماني نمايان است . برق شمشير ها چشمان خورشيد را ميزند و سيه چهرگان خود را در زير ترمه هاي رنگين دنيا پنهان ميکنند .
بادها ديگر نميوزند و شقايق ها نمي رقصند و ياس ها نمي بوسند. ديگر جاي پاي ماه بر تن خسته ي کوير نمي ماند .آه................
اي دربه در دير آمدي که حريم لاله ها را دزديده اند و روشنايي دل ها را با بوسه هاي مرگ کشته اند .
سرگردان برو.........
برو که ديگر اينجا جايي براي تو نيست .........
که ديگر چشماني از انتظار خيس نمي شود و شانه هايي بي همدم نمانده .
اصلا شانه هايي باقي نمانده!!!
سرگردان .........
آمدند و کمر عشق را شکستند و ما را در زير شلاق زمستان ساکت کردند و بغض ها را سوگند خوردند !
که استوار ترين کوه ها را در هم شکستند ......... , ديگر فريادي در اين ديار پژواک ندارد
فرهاد ها را زنده به گور و شيرين ها را به اسيري گرفتند .
برو اي در به در !
برو...


پيام از عالم فانی ()



 


 

خانه
بايگاني فني -از سال 81

پستچيPAT


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

موزيك


استاد بنان
توشه عمر


جستجوی اموات در بهشت زهرا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوستان

خرابات

چكامه‌هاي مهيار

اشک ققنوس

زوربا

دوتایی

گلبرگ مغرور

كلبه كوچولوي من

جز لبخند چیزی نگفت...

فکریات

بوی باران

زنده یاد رضا عباسی