به ياد مرگ

۱۳۸٢/۱٢/۱٦

هر سال ميگيم دريغ از پارسال

جار زنيد ، جار زنيد

شنبه به نوروز افتاد

( از طرف بابابزرگ )

خیابون زرده از برگهای پاييز / خودش خالی دلش از غصه لبريز/ يه راه آشنای رو به خونه / يه همراه عزیز و مهربونه / زمستونها که خيس زير بارون/ يه چشم اندازه غمگين خيابون / ديگه نجوای عاشقانه ای نيست / دلش خونه هميشه از زمستون / تو پاييز به تنش لباس زرد برگ / زمستون تو سرش  جای بارون تگرگ / تو برفا ميخونه پرسیا  کلاغه / اما اون تو فکر هوای سبز باغه / شبهای برفی که توو خواب نازی / خيابون خالی و تنها بيداره / نه گنجشک و پرستويی نه آبه / نه شبهاش داره حتی يک ستاره / تو سرما خيابون هميشه بی قراره / تو فکر رسيدن به اول بهاره / اميدش همينه که باز در بياد آفتاب / درختی که خشکه جوونه در بياره.


پيام از عالم فانی ()



 


 

خانه
بايگاني فني -از سال 81

پستچيPAT


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

موزيك


استاد بنان
توشه عمر


جستجوی اموات در بهشت زهرا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوستان

خرابات

چكامه‌هاي مهيار

اشک ققنوس

زوربا

دوتایی

گلبرگ مغرور

كلبه كوچولوي من

جز لبخند چیزی نگفت...

فکریات

بوی باران

زنده یاد رضا عباسی