به ياد مرگ

۱۳۸٢/٤/۱٩

چرا از مرگ می ترسيد؟

چرا از مرگ می ترسيد.
چرا زين خواب جان آرام شيرين روی گردانيد .
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانيد.
مپنداريد بوم نا اميدی باز به بام خاطر من می کند پرواز .
مپنداريد جام جانم از اندوه لبريز است .
مگوييد اين سخن تلخ و غم انگيز است.
مگر می این چراغ بزم جان مستی نمی آرد .
مگر افیون افسونکار نهال بیخودی را در ضمیر جان نمی کارد.
مگر دنبال آرامش نمی گردید.

چرا از مرگ می ترسيد.
کجا آرامشی از مرگ خوشتر کس تواند ديد.
می افيون فريبی تيز بال و تند پروازند .
اگر درمان اندوهند خماری جانگذا دارند.
نمی بخشند جان خسته را آرامشی جاويد.
خوش آن خوابی که بيداری نمی بيند .
خوش آن مستی که هوشياری نمی بيند.
نه دیروزی نه امروزی نه فردایی :
جهان آرام و جان آرام ‌
زمان در خواب بی فرجام

در اين دوران که هر جا هر که را زر در ترازو زور در بازوست .
در اين دوران که از آزادگی نام و نشانی نيست .
جهان را دست اين نامردم صد رنگ بسپاريد .
که کام از يکدگر گيرند و خون يکديگر ريزند .
در اين غوغا فرومانند و غوغاها برانگيزند.


پيام از عالم فانی ()



 


 

خانه
بايگاني فني -از سال 81

پستچيPAT


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

موزيك


استاد بنان
توشه عمر


جستجوی اموات در بهشت زهرا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوستان

خرابات

چكامه‌هاي مهيار

اشک ققنوس

زوربا

دوتایی

گلبرگ مغرور

كلبه كوچولوي من

جز لبخند چیزی نگفت...

فکریات

بوی باران

زنده یاد رضا عباسی